محمد حسن خان اعتماد السلطنه
يادداشت 11
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
- شورش اهالى عربستان بر ضياء الملك والد مؤلف رحمه الله ( ص 72 ) - ميرزا آقا خان ناچار نشان تمثال را براى آنكه تدبير به قدر امكان انگيخته باشد سه درجه قرارداد تا درجهء سوم در حق والد مؤلف اعطا شود و مبذول افتد ( ص 97 ) - بنياد و ايجاد قصر ياقوت . . . به شرحى كه در نمرهء 586 از جريدهء ايران و در اوايل اين عنوان نيز نگارش دادهام ( ص 114 ) - بنا و احداث محكمه و قراولخانه در سمت اجارودنمين . . . و شرح اين ابنيه را در جرايد دولتى نگاشتهام ( ص 114 ) - هكذا به شرحى كه در طى هردو وقفنامهء مطول و مختصر اين اثر ( ابواب البر سپهسالار قزوينى ) به تعبير جناب شيخ اجل حبر نحرير ملك الافاضل شيخ محمد مهدى شمس العلماء عبد الرب آبادى « * » كه از سالها در صحبت بندهء نگارنده مىباشد تصريح يافته و توضيح پذيرفته است ( ص 116 ) - لهذا از سالهاست كه برحسب امر جهان مطاع شاهنشاه ايران در كرسى اين مملكت مينو نشان مجتمعى حافل ( اشاره به دار الترجمهء خاصهء دربار ) از برآمدگان عصر همايون و پروردگان مدرسهء دار الفنون در تحت رياست اين بندهء ذليل تشكيل يافته . . . ( ص 155 ) - پس صنعت « كمپزيسيون » ( تركيب حروف ) در ايران از طبع لغت ناصرى من تصانيف المؤلف شروع شد ( ص 161 ) - و بر بندهء نگارنده قدغن سخت فرمود تا در كتب و ساير مطبوعات نيك به هوش باشم اگر در كتاب لعنى و سبى نسبت به صحابهء كبار مشهود افتد مؤاخذه شديد كنم و كتابها را محجر سازم . . . ( ص 178 ) - درين اثر مذكور نگارنده را مواقفى است مشهور به شهادت تصنيفاتى كه درين موضوع پرداخته و منتشر كرده ( ص 131 ) - و عنوان وزارت ( انطباعات ) بر آن نهاده و به اين خانزادش سپرده است . ( ص 138 ) - فوت اين عالم بزرگ ( حاج مولى اسد الله بروجردى ) چنان كه نگارنده در « مآثر السلطان » از مجلدات « مرآت البلدان » ضبط نموده . . . ( ص 190 ) - شرححال او را ( حاج ميرزا ابراهيم علوى سبزوارى ) در ترجمهء سبزوار از مطلع الشمس آوردهام ( ص 191 ) - [ آقا سيد محمد باقر قزوينى ] در سال 1286 هجرى چنان كه در تاريخ « مآثر السلطان » نيز نوشتهام به قزوين درگذشت ( ص 197 ) - تاريخ فوت اين علامه اعلى الله مقامه ( ملا زين العابدين گلپايگانى )
--> ( * ) اين عبارت بالطبع حكايت از آن دارد كه از اعتماد السلطنه هم عباراتى درين كتاب هست ! براى توجه به انتقادكننده بايد گفت كه شرححال شيخ محمد مهدى به تفصيل ( ص 228 ) در كتاب آمده و به ضرس قاطع با آن همه تعريف و توصيف نبايد انشاء صاحب ترجمه باشد .